تبليغاتX
مسافر

 

غمی سنگین

 

نشسته بر دلم اکنون

 

به سان ثقل همه ی عالم

 

نمی دانم چیست؟، اما

 

روزی باراین غم

 

ازدوش پایین خواهم گذارد

 

وبا بالی سبک تر از خواب اندیشه

 

پروازخواهم کرد

 

و خواهم رفت،با کوله باری پر از پرنیان نگاه

 

چند قدحی خاطره

 

چند قطره نور

 

و خواهم رفت به سوی خورشید بی پایان زندگی

 

غمی سنگین

 

نشسته بر دلم اکنون...

+ نگاشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 3:50 به قلم مصطفی |

 
JavaScript Codes