تبليغاتX
مسافر - آویخته ام به دیوار آخرین یادگارت را
خواستم بنویسم،

دستم نرفت،

خواستم فریاد کنم،

زبانم نچرخید،

خواستم بخراشم،

ناخنی نیافتم،

پس ،

چشم بستم ،

به آخرین قدمهایت،

و به این می اندیشم،

که چرا،

رز زرد اینهمه زیباست! 

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 23:55 به قلم مصطفی |

 
JavaScript Codes